![]() |
![]() |
|
| جهان من جای کوچکی است؛وقتی تو در آن نباشی... |
|
باران گرفت وچتر تماشا که باز شد از هر گلی به تو دستی دراز شد به نام خدا خزان که قسمت ما شد ،بهار مال شما و عاشقانه بگویم ،سلام،احوال شما؟ - مغروره - اطلاعاتش خوبه -با اطلاعاتش کلاس می ذاره - دوست داره همه از اطلاعاتش استفاده کنن - خیلی حرف می زنه - خوب حرف می زنه - ابروهاش تابلوِ - ولی خوش تیپه -..... -..... من وزینب در مورد این فرزاد حسنی به تفا هم نمی رسیم . زینب می گه فن بیانش خوبه ؛ من می گم خوب بازیگره شما در موردش چی فکر می کنید؟ اگریه روز اونو ببینید چی بهش می گین؟بیایید در مورد حسن ها وعیب هاش صحبت کنیم به همه ی دوستاتون هم بگین بیایند و در موردش نظر بدن چون خود آقا فرزاد قراره اینارو بخونه وببینه مردم در موردش چی فکر می کنن .(شاید افاقه ای کرد و کمتر کلاس گذاشت). پس از همین الان دست به کار بشین و به همه ی دوستاتون آف بذارین و بگین ما منتظرشونیم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت توسط زهره وزینب |
|
|
سلام به دوستای خوبم
نمی دونم تا حالا تبریز رفتین یا نه اما جای همه شما اونجا خالی بود. طبیعت بکر اونجا نا خودآگاه آدم رو به ستایش عاشقانه خدا وادار میکنه. این چند روز باقی مونده تابستون وقت خوبیه برای سفر وستایش آن مهربان هر جای ایران. این هم سوغاتی من یه شعر از شهریار نوبهار آمد و چون عهد بتان توبه شكست كاسه و كوزه تقوي كه نمودند درست باز از طرف چمن ناله بلبل برخاست لاله بگرفت قدح بلبل عاشق شد مست خبرت هست كه ديگر خبر از خويشم نيست؟ شهريارا، دگر از بخت چه خواهي كه برند |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت توسط زهره وزینب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نمی گویم زیبا نیستی
ناگهان آمدنت اما چیز دیگری است |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|