![]() |
![]() |
|
| جهان من جای کوچکی است؛وقتی تو در آن نباشی... |
|
شب غمیق است،اما روز از آن هم عمیق تراست.غم عمیق است اما شادی از آن هم عمیق تر است.
من هرگز ضرورت اندوه را انکار نمی کنم .چرا که می دانم هیچ چیز مثل اندوه،روح را تصفیه نمی کند و الماس عاطفه را صیقل نمی دهد. اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمی پذیرم. هر قدر که به غم میدان بدهی،میدان می طلبد و باز هم بیشتر و بیشتر... هر قدر که در برابرش کوتاه بیایی،قد می کشد،سلطه می طلبد و لِه می کند.... غم هرگز از تهاجم خسته نمی شود و هرگز به صلح دوستانه رضا نمی دهد. و چون پیش آمد و تمامی روح را گرفت،انسان بیهوده می شود و بی اعتبار،و نا انسان و ذلیل غم و مصلوب بی سبب...
پ.ن:نادر ابراهیمی در یکی از نامه هاش به همسرش میگه.... |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم خرداد 1388ساعت توسط زهره وزینب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نمی گویم زیبا نیستی
ناگهان آمدنت اما چیز دیگری است |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|